تبليغات X

ارسال برای دیگران

به طور کلى قیام هاى دهه بیست،تحت رهبرى حاج امین الحسینى و جریان «مجلسى ها» بود.برخوردهاى خونین این دوره در دفاع از ارزش هاى دینى واسلامى در بیت المقدس بین مسلمانان و یهودیان روى داد که در برخى از این درگیرى ها مسیحیان فلسطین از مسلمانان حمایت کردند. در قیام مراسم دینى فصل موسى پیامبر(آوریل1920)،قیام مه1921 و قیام براق(1929) مردم مسلمان فلسطین اهانت و بى حرمتى به مقدسات اسلامى را نپذیرفتند و با صهیونیست ها به شدت درگیر شدند و علماى دینى و در راس آنها حاج امین الحسینی،رهبرى همه حرکت ها را بر عهده داشت(پاشاپور،73:1381.)

2-مقاومت اسلامى از شروع اشغال تا انتفاضه:

هیچ شکى نیست که جریان هاى اسلامگرا، به دلیل سلطه استعمار و حمایت بى دریغ انگلستان از صهیونیسم و همچنین خیانت و حماقت برخى از نخبگان عرب به منظور کسب قدرت سیاسى و هم سویى با انگلستان ،نتوانستند از تشکیل دولت یهود ممانعت کنند و پیش بینى هرتزل ،آگاهانه یا اتفاقی،که در کنفرانس بال ،تاسیس دولت یهودى را براى پنجاه سال بعد پیش بینى کرده بود،در راس موعد پیش بینى شده،اتفاق افتاد (همان: 77.)

پس از تاسیس دولت اسرائیل و حمایت غرب از آن ،مسئله فلسطین در قالب نظام دو قطبى وارد عرصه بازى قدرت هاى بزرگ و اعراب گشت.نیروهاى ملى گرا و سوسیالیستی،حرکت اسلامى اخوان المسلمین را تحت فشار قرار دادند و از صحنه خارج کردند.پس از آن راه حل ملى و قومى آزادسازى فلسطین،جایگزین راه حل اسلامى شد که با انقلاب اسلامى و پس از آن، انتفاضه ،دوبازه تاکید براین راه حل ،درمحور امور قرار گرفت(همان: 80.)

3-انتفاضه اول فلسطین و پیدایش حماس:

«انتفاضه»11 واژه اى است که از سال 1987 (66 هجرى شمسی) وارد واژگان انقلابی-سیاسى مصطلح روزمره شده است...حرکت انتفاضه پیش از آنکه یک حرکت نظامى و سیاسى باشد،یک حرکت دینى و فرهنگى است (کدیور،17 :1372.) انتفاضه واژه اى عربى است که از ریشه ى نفض به معناى لبریز شدن و سر رفتن مظروف از داخل ظرف ،مشتق شده در لغت یعنى قیام ،تکان گنجشک خیس شده در آب،براى اینکه قطرات آب راکه براندام او سنگینى مى کند از پرهایش بپراکند و سبکبال براى پرواز آماده شود که ناخالصى ها را کنار مى زند تا بتواند اوج گیرد... درواقع انتفاضه پاسخ دین مدارانه به تمام مظالمى است که از سوى رژیم صهیونیستى بر ملت مظلوم فلسطین تحمیل گردیده و به دگر سخن انتفاضه حاصل سرخوردگى مرم فلسطین از رهبران سیاست محور و ایدئولوژى هاى ناکارآمد منجمله ایدئولوژى مارکسیم،ناسیونالیسم عربى و ناصریسم و حتى لیبرالیسم که هر کدام در برهه اى از زمان نرم افزار غالب بر مبارزات مردم فلسطین با صهیونیستها بوده و این سرخورگى با تاثر عمیق از آموزه هاى رهایى بخش انقلاب اسلامى ملت فلسطین را به خویشتن خویش که همان اسلام مى باشد رهنمون ساخت .این پدیده نوین کاملا بر عنصر فرهنگ اسلامى استوار است و مذهبى بودن ، همواره مشخصه اصلى این پدیده به شمار مى رود (صادقى زاده ،14/08/1385 ،روزنامه رسالت.) فراگیر بودن انتفاضه عنصر کلیدى پیروزى انتفاضه و کسب دستاوردهاى فراوان ملت مظلوم فلسطین بوده چراکه این سنت الهى است که خداوند وضعیت قومى را تغییر نمى‌دهد، مگر آنکه خودشان اراده کنند آن‌را تغییر دهند و انتفاضه در یک کلام تبلور این اراده مردمى براى تغییر وضعیت است.

3-1-پیدایش حماس:

حماس” نام اختصارى “حرکه المقاومه الاسلامیه ” بوده که جنبش مقاومت مردمى - ملى است که تلاش مى کند زمینه را براى آزادى و رهایى ملت فلسطین از ظلم و جور و همچنین آزاد سازى سرزمین غصب شده و مقابله با طرح صهیونیستى برخوردار از حمایتهاى نیروهاى استکبارى فراهم آورد.این جنبش در سال 1987 تنها دو ماه پس از آغاز انتفاضه به‌وسیله شیخ احمد یاسین در غزه پایه گذارى گردید.

مقاومت اسلامى حماس از انتفاضه زاییده شده و نشانى است از بازگشت مجدد وقاطعانه سیاسى نیرو هاى اسلامى در نوار غزه و کرانه باخترى به مواجهه با اشغالگرى اسرائیل و نیرو هاى ملى سکولار تحت امر ساف12 - Abu(5:1993 ، .)amr جنبش مقاومت اسلامی(حماس)از برجسته ترین جنبش هایى است که از خط ایدئولوژى در صحنه فلسطین پیروى مى کند؛«راه آن اسلام است و اندیشه ها و باورهاى خود را در مورد آفرینش و حیات انسان از اسلام بهره مى گیرد و به داوریهاى اسلام گردن مى نهد و گامهاى خود را از اسلام الهام مى گیرد.جنبش حماس پس از پیدایش ،خودرا «یکى از جناحهاى اخوان المسلمین در فلسطین » معرفى کرده است.این جنبش مبارزات اخوان المسلمین در فلسطین را عمق تاریخى خود مى داند.13 (برغوثی،29: 1382-28.)با وجود اینکه اخوان المسلمین خود را پایه گذار و رهبر انتفاضه فلسطین مى داند از جمله سازمان هایى است که با پیدایش انتفاضه در استراتژى مبارزاتى خود تحول عمیقى را ایجاد کرد ونام جدیدى رابراى تفکر جدیدش انتخاب نمود.«حماس» مولود این چرخش در استراتژى تدریجى و تاخیرى اخوان المسلمین و ورود به «عمل مستقیم» و« مبارزه مسلحانه»بود.آنهایى که اعتقاد به «تاسیس جامعه اسلامى وحکومت اسلامى قبل از جهاد براى آزادى فلسطین » داشتند،در بازگشتى شجاعانه به «جهاد براى تاسیس حکومت و همزمان ،آزادسازى فلسطین» تغییر استراتژى دادند....انتفاضه به اخوان المسلمین اموخت که راهى جزجهاد و انقلاب براى فلسطین وجود ندارد(پاشاپور،116: 1381) ،با این وجود برخى پژوهشگران منجمله خالد الحروب از پژوهشگران حوزه مطالعاتى فلسطین معتقدند که :حماس یک مقاومت سیاسى مدرن است که از جنگ براى قدرت تشکیل شده و گفتمان سیاسى آن از مذهب منبعث گردیده است - Al(107:1999.)Hroub ,

3-2-ایدئولوژى حماس:

فهم فلسفه ى هدفهاى جنبش اسلامى حماس نیاز به بیان این نکته دارد که این جنبش علاوه بر آنکه یک جنبش آزادیجخش ملى به شمار مى رود،جنبشى اسلامى است که جنبه هاى گوناگون برنامه ى سیاسى ،اجتماعی،اقتصادى و فرهنگى خود را از بستر ایدئولوژى فراهم مى آورد.با این حال جنبش حماس از اصل پراگماتیسم و نرمش بسیار بالا پیروى مى کند که البته به گونه اى تحت تاثیر اصول این جنبش قرار دارد(برغوثی،53 : 1382)،

میثاق حماس که در اوت 1988 منتشر شد،فلسطین را یک زمین وقف اسلامى مى داند که آزادى آن از طریق جهاد براى هر مسلمان یک واجب عینى است.

فلسطین به عنوان یک موقوفه اسلامى یک امانت مذهبى است که تا آخرالزمان به مسلمانان واگذار شده و بنابراین به هیچ کشور یا پادشاه عرب تعلق ندارد و جزء یا کل آن‌را نمى توان به دیگران اعطا کرد.و به طور صریح ،حماس همزیستى با اسرائیل را نمى پذیرد و متعهد است که هرگونه توافق صلح از سوى ساف و کشورهاى عربى با اسرائیل را به دلیل اینکه خلاف فرامین اسلامى است از بین ببرد(دکمجیان،356 : 1383-355.)

از دیگر اهداف ایدئولوژیکى حماس مى توان به موارد زیر اشاره کرد:

حماس جنبشى مقاومتى مى باشد و هدفش آزادسازى فلسطین است؛حماس یک حزب سیاسى نیست که برروى تصاحب قدرت متمرکز شده باشد(نظرى در تعارض با نظر الحروب.)

حماس جهاد فى سبیل ا.. را مورد توجه خود قرار داده ،جنگ براى آزادى به عنوان عنصر اصلى مقاومت در مقابل اشغالگرى صهیونیستى فلسطین.این امر تلاش براى دستیابى به منافع فلسطینیان از طرق مسالمت آمیز را به زیر سوال مى برد.

فلسطینیان نوک پیکان مبارزه با دشمن صهیونیستى به شمار مى روند اما این به معنى بى نیازى از کمک مسلمین جهان در سرتاسر دنیا نمى باشد(10:2006- Daoudi,15 .)

3-3-اهداف حماس:

حماس به عنوان یک بازیگر فعال و هدفمند در عرصه مبارزاتى فلسطینیان داراى این مزیت است که بر اساس اصول عملگرایى و تدوین برنامه هاى عملیاتى از اهداف مرحله اى واهداف استراتژیکى به هدف کلان که تاسیس حکومت اسلامى دست یابد ؛لذا خالى از فایده نیست تا این اهداف را مورد بررسى و ارزیابى قرار دهیم.

3-3-1-هدف عمومی:برقرارى دولت اسلامی:

اصولا هدف حماس از پیگیرى جهاد مسلحانه همانطور که قبلا بدان اشاره گردید تشکیل حکومت اسلامى است و فلسفه آزادسازى فلسطین تشکیل دولت اسلامى است که تقدم مبارزه بر تشکیل حکومت اسلامى در پى چرخش ایدئولوژکى جنبش اخوان المسلمین در فلسطین به‌وجود آمد لذا در اندیشه حماس نوعى رابطه ساختارى بین آزادسازى و برقرارى دولت وجود دارد.در این میان اگر جنبش حماس همان جریانى باشد که ملت فلسطین را به سوى آزادى رهبرى کرده در این صورت این حق حماس خواهد بود که الگوى مورد فبول خودرا حاکم کند ،اما اگر جنبش حماس در اقلیت باشد ،در این صورت به انتخاب اکثریت احترام خواهد گذارد.

البته هدف دولت سازى در طرحهاى جنبش حماس شاهد تحولات برجسته بوده است.مثلا ملاحظه مى شود که مقوله «دولت مستقل فلسطین» به صورت گسترده در ادبیات سیاسى این جنبش به کار گرفته مى شود که این امر نشان از تحول سیاسى در اهداف راهبردى حماس به شمار مى رود.فراتر از آن خالد مشعل یکى از رهبران حماس و عضو دفتر سیاسى آن مى گوید: «این حق ملت ماست که همانند همه ملتها در زیر سایه ى یک نظام سیاسى و دموکراتیک مبتنى بر شورا و پلورالیسم سیاسى زندگى کند و عزت و حقوق و آزادى خود را به دست آورد.» در تایید همین رویکرد،شیخ احمد یاسین بنیانگذار جنبش حماس مى گوید : «من خواهان دولت دموکراتیک همراه با تعدد احزاب هستم و قدرت به کسى تعلق دارد که در انتخابات پیروز شود.»(برغوثی،61 : 1382.)

3-3-2-هدف استراتژیک :آزادسازى همه ى سرزمین فلسطین:

جنبش حماس مى کوشد همه سرزمین فلسطین را آزاد کند اما براى نیل به این هدف دوایر مختلفى در نظر مى گیرد؛طبق منشور این جنبش: «مسئله آزادى فلسطین در سه دایره قابل بحث است:دایره ى فلسطین،دایره جهان عرب و دایره جهان اسلام.هریک از این دوایر سه گانه در روند کشمکش و رویارویى با صهیونیسم سهم و وظیفه دارند.جنبش حماس بر این باور است که جبهه پیکار با دشمن از سوى صاحبان اصلى اش اداره مى شود.اگر آنها به فرجام نرسند،مسلمانان وارد عمل مى شوند،اگر آنها نیز به فرجام نرسند نسلهاى بعدى مى آیند و همین‌طور..تا آزاد سازى فلسطین براى همه مسلمانان واجب عینى شود.این همان خط مشى است که در ماده (32) منشور جنبش حماس مورد تاکید قرار گرفته است: «جنبش اسلامى حماس خود را نوک پیکان این پیکار یا گامى در راه ان مى داند.» (همان:62-61.)

3-3-3-اهداف مرحله ای:

الف-آزادسازى کرانه باخترى و نوار غزه:

جنبش حماس در مخالفت با قرارداد اسلو به این دیدگاه سیاسى تکیه کرد که این قرارداد استقلال و حاکمیت واقعى و همه جانبه را براى ملت فلسطین به ارمغان نخواهد آورد.مضافا براین قرارداد مزبور از بخشى از اراضى فلسطین چشم پوشى مى کند و این چیزى است که حماس آن‌را نادیده گرفتن جنبه هایى از باورهاى دینى مى داند .از این رو حماس همچنان -حتى پس از امضاى قرارداد اسلو-آزادسازى کرانه ى باخترى و کامل کردن آزادى نوار غزه را در صدر هدفهاى مرحله اى خود قرار داده است.محمد نزال -یکى از رهبران جنبش حماس-مى گوید: «ما با هر راه حل مرحله اى موافق هستیم، اما بدون شناسایى دشمن اسرائیلى یا شناسایى موجودیت او.به عبارت دیگر ما مخالف عقب نشینى اسرائیل از هر بخش از سرزمین فلسطین نیستیم.شرط ما صرفا عدم شناسایى اسرائیل است»؛به نظر مى رسد شیخ احمد یاسین با وضوح بیشترى به طرح این موضوع مى پردازد. وى مى گوید : «ممکن است با اسرائیل موافقتنامه ترک مخاصمه به مدت 10یا20 سال امضا کنیم ،به شرطى که اسرائیل از کرانه باخترى و نوار غزه و بخش شرقى قدس یعنى تا مرزها ی1967 عقب نشینى کند و به ملت فلسطین امکان دهد سرنوشت خود را آزادانه تعیین کند.» (همان:64.)

ب-اسلامى کردن جامعه فلسطین:

جنبش حماس به عنوان یک جنبش اسلامى مى کوشد جامعه فلسطین را طى یک برنامه مرحله اى اسلامى کند،زیرا این جنبش خود در جامعه اى پا به عرصه وجود گذاشته است که اکثریت ساکنان آن پیرو اسلام به مثابه ى عقیده،فرهنگ و تمدن هستند.به عبارت دیگر اسلام نقطه اشتراک بخش وسیعى از مردم فلسطین محسوب مى شود.به نظر مى رسد حماس توانسته تا اندازه اى در تحقق این امر موفق بوده باشد و ورود عبارات قرآنى در اعلامیه هاى ساف که تبدیل به یک سازمان لائیک گردیده و نیز حمل قرآن توسط اعضاى فتح براى تبلیغات در انتخابات دانشجویى دانشگاه النجاح در سال 1993 حکایت از غلبه گفتمان اسلامگرایى در عرصه عمومى دارد.(همان:67-66)همچنین نباید از این مطلب غافل شد که در صورت اسلامیزه شدن جامعه فلسطین در صورت آزادسازى بخشهایى از آن و در پى آن تشکیل دولت توسط مردم ،رویکرد مردم به حکومت اسلامى با اقبال مضاعف روبرو خواهد شد که این امر مى تواند حماس را در نیل به هدف کلان خود یارى رساند.

ج-تاکید بر مشروعیت پیکار مسلحانه:

حماس عقب نشینى داوطلبانه یا اجبارى اسرائیل از اراضى اشغالى فلسطین را در صدر هدفهاى میان مدت خود قرار داده است.جنبش حماس براین باور است که هرجا اشغالگرى هست،مشروعیت مقاومت در برابر آن پیشاپیش وجود دارد.به گفته حماس این مقاومت در عرف و قوانین سازمان ملل متحد مورد تائید قرار گرفته است،چراکه این سازمان، دفاع از خود، سرزمین و مقاومت دربرابر متجاوزان را مشروع مى‌داند.از این رو حماس کوشش کرد توده هاى مردم فلسطین و افکار عمومى جهان عرب،جهان اسلام و خانواده بین المللى را در جهت تائید و حمایت از حق خود در مقاومت علیه اشغالگران بسیج کند (همان:70-67.)این امر موجب شد تا برنامه ساف براى خلع سلاح کردن حماس در سال 1993 که با مخالفت شدید حماس مواجه گردید عقیم بماند .

د-ادامه انتفاضه:

هرچند نهایتا آتش انتفاضه اول با آغاز کنفرانس صلح مادرید در 1991 و سپس منعقد شدن پیمان اسلو بین ساف و اسرائیل به سردى گرایید اما موضع حماس در قبال انتفاضه مبنى بر حمایت و تداوم آن تا کسب آزادسازى فلسطین بوده ،حماس در بستر انتفاضه متولد شده بود و تداوم انتفاضه مى توانست در ارتقاى گفتمان این جنبش در فلسطین نقش اساسى داشته باشد مضافا اینکه اکثر فلسطینیان خواهان ادامه انتفاضه بودند و هنوز به آمریکا اعتماد نداشتند و در آن هنگام حماس و جهاد اسلامى به جبهه مردمى براى آزادى تبدیل شده بودند(6:2001.) seitz ,به نظر مى رسد یکى از برگهاى برنده حماس در قبال جریان هاى سازشکار و برانداز در فلسطین همین برگ انتفاضه باشد چنانکه خالد مشعل چندى پیش اذعان داشته بود در صورت سرنگونى دولت حماس و انجام کودتا بر ضد ان انتفاضه سوم را شعله ور خواهند کرد و انتفاضه سوم همواره به عنوان یک راه حل برون رفت پیش روى حماس قرار دارد .

و-پاسدارى از وحدت ملی:

جنبش حماس از آغاز ولادت خود موضوع وحدت ملى و تحریم جنگ داخلى را در سرلوحه برنامه هاى خود قرار داد.حماس در سطوح داخلى به تلاشهاى وسیعى براى پاسدارى از وحدت ملى و رویارویى با سیاست اسرائیل مبنى بر«اختلاف بینداز و حکومت کن»دست زد.حماس روى پایبندى هاى انسانى تشکیلات خودو تعامل مثبت با غیر مسلمانان و تعامل سازنده با دیگر گروههاى فلسطینى اصرار مى ورزید.

جنبش حماس در همین زمینه اعلام کرد که خود را جنبش همه توده ها از مسلمان گرفته تا مسیحى بى هیچ تفاوت و تبعیض مى داند.

محمود الزهار یکى از رهبران جنبش حماس در نوار غزه با اشاره به همین موضوع مى گوید: «استراتژى جنبش حماس در قبال موضوع وحدت ملى روى بهره گیرى از کله روشها براى خویشتن دارى و ترویج این سیاست درمیان افکار عمومى متمرکز بود.

مردم باید بدانند که جنبش حماس سیاست خویشتن دارى را حفظ کرده است.مردم سراسر جهان میدانند که اگر اسرائیل مرتکب این عمل شده بود (قتل عام مسجد فلسطین که به تاریخ 18/11/1994 به وقوع پیوست)جنبش حماس انتقام بسیار سختى از آن مى گرفت.معناى این مسئله این است که خویشتن دارى بر روى احساس ضعف استوار نیست، بلکه این از لوازم معادله موجود است.

جنگ داخلى از دیدگاه حماس خط قرمزى است که به هیچ قیمتى نباید از ان عبور کرد.» (برغوثی:73-72) همچنین در مرامنامه حماس بر حفظ اصل برادرى همراه با آرزوى کاهش اختلافات و شکاف ها تاکید شده است ،«سازمان آزادیبخش فلسطین (فتح) از نزدیکترین عناصر به جنبش حماس محسوب مى شود.وطن ما واحد است،مصیبت ما واحد است و سرنوشت ما یکسان و دشمن ما یکى است.» (همان: 194.)

  

 

پی نوشت ها:

1-Enlightment

2-Haskalah

3-Moses Mendelssohn

4-Reformism

5-Pinsker

6-Moses Hess

7-Theodor Herzel

8-The Jew 's State

9-David Ben-Gurion

10 -برای مطالعه بیشتر در خصوص این قرارداد نگاه کنید به :زعیتر،اکرم(1382)،سرگزشت فلسطین،ترجمه آیه ا.. هاشمی رفسنجانی،قم:نشر بوستان،ص117-114

11-Intifada

12-PLO(The Palestine liberalization Organization)

13-برای آگاهی از نظرات مختلف در باب تاریخ واقعی پیدایش حماس رجوع کنید به :زیاد ابوعمرو،حماس؛پیشینه تاریخی سیاسی ،مجله الدراسات الفلسطینیه،بیروت،شماره ی13،زمستان1993،ص87.

فهرست منابع و ماخذ:

1- دکمجیان،هرایر(1383)،اسلام در نقاب جنبشهای اسلامی در جهان عرب،ترجمه حمید احمدی،تهران،انتشارات کیهان،چاپ چهارم

2- پاشاپوریوالاری،حمید(1381)،امام خمینی و انتفاضه فلسطین،تهران،انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی،چاپ اول

3- خسروشاهی،سید هادی،انتفاضه،حرکتهای اسلامی در سرزمین اشغالی،مجله سیاست خارجی،سال پنجم،شماره اول،بهار 1370

4- کدیور ،جمیله (1372)،انتفاضه؛حماسه مقاومت فلسطین،تهران،انتشارات اطلاعات،چاپ اول

5- صادقی زاده،کسری،انتفاضه سوم،روزنامه رسالت، ،شماره6007

6- الغنوشی،راشد(بهار1371)،انقلاب اسلامی ایران پیشتاز حرکت جهان اسلام،کیهان فرهنگی

7- نوذانی،محمد(1376)،اهداف سیاست خارجی ساف در فلسطین اشغالی(1988-1964)،تهران،موسسه چاپ و انتشارات وزارت خارجه،چاپ اول

8- حاجی یوسفی،امیر محمد(1382)،ایران و رژیم صهیونیستی از همکاری تا منازعه،تهران:انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)،چاپ اول

9- شاهاک،اسرائیل(1375)،تاریخ یهود،مذهب یهود،بار سنگین سه هزار ساله،ترجمه مجید شریف،تهران،انتشارات چاپخش،چاپ اول

10- محمد،ابراهیم(1385)،جمعیت اخوان المسلمین مصر،تهران،اندیشه سازان نور،چاپ اول

11- خسروشاهی،سید هادی(1375)،حرکت اسلامی فلسطین،تهران،انتشارات اطلاعات،چاپ اول

12- زعیتر،اکرم(1382)،سرگزشت فلسطین،ترجمه آیه ا.. هاشمی رفسنجانی،قم:نشر بوستان،چاپ پنجم

13- موسسه مطالعات فلسطین(1377)،سیاست و حکومت رژیم صهیونیستی،ترجمه مرکز مطالعات و تحقیقات اندیشه سازان نور،تهران،انتشارات مرکزاسناد انقلاب اسلامی،چاپ اول

14- برغوثی،ایاد و الحمد،جواد(1382)،سیری در اندیشه سیاسی جنبش حماس،ترجمه سید حسین موسوی، تهران ،مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه،چاپ اول

15- عطایی،فرهاد(1379)،عوامل موثر در ایجاد حکومت صهیونیستی در فلسطین، فصلنامه مطالعات منطقه ای:اسرائیل شناسی-آمریکا شناسی،جلد پنجم

16- کریمیان،احمد(1384)،یهود و صهیونیسم،قم،انتشارات بوستان کتاب،چاپ اول

17-Kristianasen, Wendy (spring1999),"Challenge and Counter Challenge: HAMAS's Response to Oslo", of Palestine Studies: vol.28, No 3, pp.19-36

18-Al-hroub, Khaled (summer1999),"The Ideology of Hamas", Journal of Palestine Studies: vol.28, No 4, p.107

19-Seitz, Charmaine (winter2006),"Hamas Stand Down" ,Middle East Report:No.221,p.6

20-Abu-amr, Ziad (summer1993),"The Islamic Movement and The Palestine Authority", Journal of Palestine Studies: vol.22, No 4, p.5

21-Daoudi, Mohammed s. Dajani (2006),"Hamas and Palestinian Religious Moderation", Palestine-Israel Journal of Politics, Economic&Calture: Vol 13, Issue 3, pp.10-15

|لينك ثابت| نوشته شده توسط qudsmoqavemat در 13 خرداد 1388 و ساعت 04:25+ ارسال نظر