تبليغات X

ارسال برای دیگران

 

تفاوت اصلي ديگر آنكه ملتي به نام اسرائيل وجود ندارد، آنچه امروز هويت پيدا كرده است، ارتش اسرائيل است و به همين سبب نام ارتش و قدرت آن بيش از هر چيز ديگر تكرار مي‌شود. تصميم‌گيري‌هاي سياسي و اجتماعي و حتي فرهنگي اين جامعه براساس قدرت يا ضعف ارتش اتخاذ مي‌شود. به جرات مي‌توان گفت كه مقامات اسرائيلي برخلاف رهبران ديگر جهان كه همواره از قدرت ملت خود سخن مي‌گويند، ارتش را اساس قدرت خود مي‌دانند و اصولا ملت در ادبيات سياسي و اجتماعي و اقتصادي اسرائيل تعريف و جايگاهي ندارد چراكه اصلا ملتي وجود ندارد و شايد هم حق با مقامات صهيونيستي باشد كه در تصميم‌گيري‌هاي خود و اظهارات ديپلماتيك از واژه ملت استفاده نمي‌كنند و به عبارتي، به آنها دل‌خوش نكرده‌اند. علت آن هم كاملا روشن است، ملتي در كار نبوده است كه سرزميني را تشكيل داده باشد، اين ارتش و كمك‌هاي نظامي و مالي سرمايه داران يهودي و كشورهاي بزرگ بود كه سرزميني را اشغال كرد و بعد با وعده و فريب، يهوديان جهان را به اين منطقه كشاند.

طبيعي است شخصي كه به اميد زندگي بهتر كشور مادري خود را ترك كرده است، حاضر نيست براي چيزي بميرد كه از آن وي نيست! بنابراين ارتش در اسرائيل همه چيز است. ارتشي كه براي ملت‌سازي تلاش مي‌كند. همين مسائل جامعه‌شناختي و بحران هويت باعث شد تا اسرائيلي‌ها امروز و پس از سيصد سال از اشغال فلسطين بيشتربه فكر هويت‌سازي باشند. سليم الحوص نخست‌وزير سابق لبنان در ابن باره گفته است: پس از شصت سال كه از تولد رژيم صهيونيستي مي‌گذرد. ديگر بر همگان آشكار شده است كه اين رژيم همانند گذشته از سرنوشت خود احساس آرامش نمي‌كند، بلكه اين رژيم اكنون مي‌داند به سبب افزايش تصاعدي قدرت و امكانات مقاومت فلسطين و بويژه لبنان در دو راهي حساسي قرار گرفته است. رژيم اسرائيل به دفاع از ظلم و تجاوزهاي خود عادت دارد ولي بر اين باور است كه تروريسم دكترين دفاعي اسرائيل است كه بيشتر از آن پيروي كرده و اكنون نيز همين شيوه را ادامه مي‌دهد. در حالي كه ايستادگي ملت فلسطين و خاورميانه در برابر اسرائيل براي آن رژيم باورپذير بود. شصت سال از تاسيس اسرائيل گذشته و منطقه از تجاوزهاي آن رژيم، در امان نبوده است. آخرين تجاوز گسترده اسرائيل در منطقه، جنگ عليه لبنان بود كه با مقاومت جوانان در فلسطين و لبنان و پايداري ملت‌هاي عرب روبرو شد. به نحوي كه بحران اعراب و اسرائيل برخلاف ميل و علاقه اين رژيم به سمت و سوي ديگري كشيده شد.

اين امر پس از آن صورت گرفت كه ملل عرب دريافتند، پيروزي بر اسرائيل ازطريق جنگ و ارتش كلاسيك صورت نخواهد گرفت، بلكه تنها با مقاومت مردمي است كه مي‌توان بر اسرائيل غلبه كرد. در جنگ كلاسيك، هيچ ارتشي تجهيزات نظامي و تسليحات پيشرفته و امكانات فوق‌العاده اسرائيل را در اختيار ندارد كه بتواند در برابر آن مقاومت كند، تنها مقاومت فلسطين و لبنان بود كه توانست نقاط ضعف اين رژيم زورگو را عيان كند. در حالي كه آنها شكست در جنگ سي و سه روزه را تجربه كردند و امسال فرصتي باشد براي بازسازي روحيه ارتش  و مستعمره‌نشين‌هايي كه هر روز از ترش شليك موشك‌هاي دست‌ساز و ناچيز فرار مي‌كنند. حقيقت اين است كه امسال اسرائيلي‌ها بيش از هر چيز به دنبال كسب هويت تاريخي براي خود و جامعه يهودي ساكن در سرزمين‌هاي اشغالي هستند تا اين‌گونه ابهام تاريخي خود يعني نداشتن ريشه تاريخي و فرهنگي را جبران كنند. تغيير بافت شهرهاي فلسطين و ازجمله قدس و ايجاد دست‌آويزهايي مانند هيكل سليمان، دقيقا براساس همين تلاش براي تاريخ سازي و كسب هويت انجام مي‌گيرد.

به طور كلي جامعه اسرائيلي امروز به غير از دايره‌هاي سياسي و اقتصادي در عرصه اجتماعي و روانشناختي از دو موضوع كلي رنج مي‌برد كه يكي در بحران بي‌هويتي و نداشتن ريشه تاريخي و ديگري در احساس ناامني خلاصه مي‌شود و اكنون پس از شصت سال اين دو بحران بزرگ خود را بيشتر نشان داده است و هرچه جامعه اسرائيلي رو به جلو مي‌رود، اين بي‌هويتي را بيشتر احساس مي‌كند. نداشتن ريشه تاريخي، عقيده‌هاي يكسان فرهنگي و عواطف مشترك به همراه ناامني و نداشتن حس اعتماد به نفس از مهمترين مشكلات امروز رژيم صهيونيستي است كه شايد به گمان آنها جشن شصت روزه فرصتي براي جبران آن يا دست كم حس اعتماد به نفس به جامعه اسرائيلي باشد.

از نظر ايده‌پردازان رژيم صهيونيستي، اكنون اسرائيل مرحله ظهور يا همان اشغالگري را به پايان رسانده و در مراحل تثبيت است كه اين مقوله مي‌بايست در دو سطح داخلي و جهاني اجرا شود.

مرحله داخلي:

رژيم صهيونيستي مي‌داند قبل از هر چيز براي تثبيت موجوديت خود و بيش از مشروعيت جهاني به مقبوليت داخلي نياز دارد. مقبوليتي از طرف جامعه‌اي كه هيچ بحراني را برنمي‌تابد و به هيچ چيز جز امكانات رفاهي دل نبسته است. جامعه‌اي كه اكنون به سبب ترس از شليك چند موشك دست‌ساز سرخورده و افسرده شده است كه اين واكنش را پس از شكست در جنگ سي و سه روزه بيشتر مي‌توان ديد. در حالي كه اين جامعه با انواع تبعيض‌هاي اجتماعي و اقتصادي رو در رو است. تبعيض ميان يهوديان اروپاي شرقي و يهوديان مهاجر نقاط ديگر جهان، مهاجران فقير كشورهاي آفريقايي كه به زور يا با وعده امكانات بهتر به سرزمين‌هاي اشغالي مهاجرت كرده‌اند، كار را براي مقامات اسرائيلي سخت كرده است. شايد برگزاري اين جشن بتواند اين فرصت آرامش را براي جامعه صهيونيستي فراهم كند. در حالي است كه جامعه اسرائيلي ديگر به ارتش و مقامات سياسي خود اعتماد ندارد.

عرصه جهاني

مقامات تل‌آويو به خوبي مي‌دانند كه براي بقا بايد از مقبوليت جامعه جهاني هرچند به طور ظاهر برخوردار بود. هرچند سازمان ملل با قعطنامه‌ تقسيم، اين امكان را براي آنان ميسر كرد و از اين رو آنان تلاش مي‌كنند با دعوت از سران جهان به اين مشروعيت دست يابند.

در پايان مي‌توان گفت كه برگزاري جشن شصت سالگي با هر هدفي كه برگزار مي‌شود، نشان دهنده اين است كه ريشه تاريخي و سابقه رژيم صهيونيستي تنها 60 سال است و آنها براي اثبات اين مدعا تلاش مي‌كنند!

 

 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط qudsmoqavemat در 21 اسفند 1387 و ساعت 03:34+ ارسال نظر